السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

553

تفسير الميزان ( فارسي )

كه براى مردم بنا نهاده شده ، آن بيتى است كه در بكه است . و قهرا معنايش اين مىشود كه قبل از بناى كعبه خانه اى در آنجا نبوده ، و زمينهاى اطراف خانه ، حريم خانه بوده ، و مردم در حريم خانه خدا ، خانه ساخته‌اند . بله اگر مردم قبل از بناى كعبه ، خانه هاى خود را ساخته بودند ، مىتوانستند از حريم خانه خود دفاع كنند . ( توجه داشته باشيد كه اين بيان ، ترجمه عين الفاظ روايت نيست ، بلكه مفاد آن است . ) ابو جعفر وقتى اين را شنيد ، با اهل مكه در ميان گذاشت . و دليل خود را ارائه داد آنها هم قانع شده و گفتند : هر جور دوست دارى عمل كن . « 1 » و در همان كتاب از حسن بن على بن نعمان روايت آورده كه گفت : وقتى مهدى ( عباسى ) بناى مسجد الحرام را توسعه داد ، براى مربع كردن آن احتياج به خانه اى پيدا كرد كه در كنج مربع واقع شده بود ، از صاحبان خانه خواست تا خانه خود را در اختيارش بگذارند ولى آنان زير بار نرفتند . مهدى از فقها پرسيد كه چه بايد بكند ؟ همه گفتند خانه غصبى را نبايد داخل مسجد و جزء آن كرد . على بن يقطين به وى گفت : اى امير المؤمنين ، من به موسى بن جعفر ع مىنويسم ، آن گاه مساله تو را جواب مىدهم على نامه اى به والى مدينه نوشت ، كه از موسى بن جعفر ع بپرس ، خانه اى در كنج مسجد الحرام قرار گرفته ، مىخواهيم جزء مسجدش كنيم ، صاحبش رضايت نمىدهد . علاج اين كار چيست ؟ والى نزد امام رفت و مساله را پرسيد ، ابو الحسن ع پرسيد : آيا جواب لازم است و يا خيلى لزوم ندارد ؟ والى گفت : هيچ چاره اى نيست جز اينكه جواب بدهيد . فرمود : بنويس ، بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، اگر كعبه بعد از بناى شهر مكه در مكه پديد آمده مردم مكه به حريم خود سزاوارترند . ( و كعبه نمىتواند جاى مردم را بگيرد ) ، و اگر چنانچه اول كعبه ساخته شد و مردم پس از ساخته شدنش ميهمان كعبه شدند ، و اطرافش خانه ساختند ، و كعبه به حريم خود سزاوارتر است . همين كه نامه به دست مهدى رسيد ، آن را بوسيد و دستور داد خانه آن شخص را خراب كنند ، اهل خانه به شكايت نزد ابى الحسن ع آمدند . كه نامه اى به مهدى بنويسد ، اقلا پول خانه را بدهند . امام ع به مهدى نوشت : چيزى به ايشان بده و رضايتشان را بدست آر . او نيز چنين كرد . « 2 »

--> ( 1 ) تفسير عياشى ج 1 ص 185 ش 89 ط تهران . ( 2 ) تفسير عياشى ج 1 ص 186 ش 90 ط تهران .